2-3-5-1-  معنی دار بودن[1]

افراد توانمند احساس معنی دار بودن می­کنند. معنی دار بودن به معنی ارتباط اهداف و وظایف کاری با ایده ها و استانداردهای فرد می­باشد (آگبورو[2]، 2000: 63). براي فعالیتی که به آن اشتغال دارند ارزش قایل اند، آرمانها و استانداردهای شان با آنچه در حال انجام دادن آن هستند،  متجانس دیده می­شوند و فعالیت در نظام ارزشی شان مهم تلقی می­شود. افراد توانمند دربارۀ آنچه تولید می­کنند دقت دارند، بدان اعتقاد دارند، از نیروی روحی یا روانی سرمایه گذاری می کنند و از درگیری و اشتغال خویش از نوعی احساس اهمیت شخصی[3] برخوردار    می شوند. بنابراین، معنی دار بودن به نگرش ارزشی معطوف است.

فعالیتهایی که دارای چاشنی[4] معنی دار هستند، نوعی احساس هدفمند، هیجان یا مأموریت برای افراد ایجاد می­کنند و به جای اینکه نیرو و اشتیاق افراد را هدر بدهند منبعی از نیرو و اشتیاق برای آنان فراهم می­آورند. تنها دستیابی به حقوق، کمک به یک سازمان برای کسب درآمد یا دقیق انجام دادن یک شغل برای بسیاری از مردم احساس معنی داری ایجاد نمی­کند. بعضی چیزهای بنیادی­تر، شخصی تر و با ارزش، باید با فعالیت پیوند یابند و کارها باید با برخی چیزهای انسانی­تر همراه باشد.

افراد به هنگام اشتغال به کاری که احساس می­کند معنی دار است نسبت به زمانی که احساس معنی دار بودن شغل پائین است بیشتر به آن متعهد می­شوند، بیشتر درگیر آن می­گردند و نیروی زیادتری برای آن کار متمرکز می­کنند. افراد به علت اینکه کار معنی دار، با احساس اهمیت شخصی و خود ارزشی آنان همراه است در اشتغال بدان هیجان و شوق بیشتری دارند. همچنین افرادی که با احساس معنی دار بودن شغل، توانمند شده اند نوآورتر و بر رده های بالاتر تأثیرگذارتر مي­باشند (اورعي، 1378: 63).

 

2-3-5-2-   اعتماد[5]

سرانجام افراد توانمند دارای حسی به نام اعتماد هستند و مطمئن هستند که با آنان منصفانه[6] و یکسان رفتار خواهد شد، این افراد این اطمینان را حفظ می­کنند که حتی در مقام زیردست نیز نتیجۀ نهایی کارهایشان منصفانه خواهد بود. معمولاً معنی این احساس آن است که آنان اطمینان دارند که صاحبان قدرت به آنان آسیب یا زیان نخواهند زد و با آنان بیطرفانه رفتار خواهد شد. به بیان دیگر اعتماد به معنی داشتن احساس امنیت شخصی است. اعتماد همچنین به طور ضمنی دلالت بر این دارد که افراد خود را در یک موقعیت آسیب پذیری قرار می­دهند، با این همه افراد توانمند ایمان دارند که در نهایت هیچ آسیبی در نتیجۀ آن اعتماد متوجه آنان نخواهد شد.

افرادی که اعتماد می کنند، آمادگی بیشتری دارند تا صداقت و صمیمیت را جانشین تظاهر و بی­مایگی سازند، آنان بیشتر معتقد صراحت و صداقت و سازگاری هستند تا فریبکاری و ظاهربینی. آنان، همچنین بیشتر پژوهش گرا و خودسامان، خودباور و مشتاق به یادگیری هستند، برای روابط متقابل، ظرفیت بیشتری دارند و در گروهها در مقایسه با افراد با اعتماد پائین، درجۀ بالاتری از همکاری و خطرپذیری را نشان می­دهند. افراد دارای اعتماد به دیگران بیشتر علاقه دارند، تلاش می­کنند تا با دیگران بخش موثری از گروه باشند، آنان همچنین خود افشاگرتر[7]، در ارتباطات مربوط به خود صادق تر و برای گوش دادن با دقت به دیگران تواناتر هستند. آنان نسبت به افراد سطوح پایین اعتماد دارند،  در برابر تغییر کمتر مقاومت می­کنند و برای انطباق با ضربه های روانی غیرمنتظره تواناتر مي­باشند. احتمال بیشتری وجود دارد که افرادی که به دیگران اعتماد می­کنند خود قابل اعتماد و از استاندارهای اخلاقی – شخصی بالایی برخوردار باشند (اورعي، 1378: 65).

 

2-3-6-           عوامل مؤثر بر احساس توانمندی افراد

تئوری شناخت اجتماعی(SCT) [8] یک چارچوب مفید برای تجزیه و تحلیل احساس افراد از میزان توانمندی خود فراهم می آورد. این تئوری بر ادراک و پنداشت افراد از محیط کاری شان تأکید دارد (دفت، 1377: 413). افراد به جای آنکه کاملاً مستقل و یا تحت تسلط محیط شان باشند فعالانه رویدادهای محیطی را تفسیر و به جای برخی واقعیت های عینی تحت تأثیر ادراک شان از محیط قرار دارند. در همین راستا، توماس و ولتهووس (1999) بر این اعتقادند که قضاوت های افراد در مورد جامعه بر پایه تفسیرشان از محیط آن شکل می گیرد. برای آنکه افراد احساس توانمندی کنند باید خودشان به این ادراک برسند که شرایط برای توانمندسازي شان فراهم است. به عنوان مثال هر چند ممکن است در عالم واقع منابع سازمانی غیر متمرکز شده باشند (واقعیت عینی) ولی تا زمانی که افراد به این ادراک نرسیده که منابع برای استفاده در دسترس شان قرار دارد (واقعیت ادراکی) دسترسی به منابع بر احساس توانمندی آنها تأثیر کمی خواهد گذاشت. در نتیجه ادراک افراد از محیط کاری شان است که به احساس توانمندی آنها شکل می دهد نه بعضی واقعیت ها. به علاوه از آنجا که توانمندسازي به عنوان یک مجموعه از شناخت ها تعریف شده پس باید از طریق ادراک افراد ارزیابی شود (اسپریتزر[9]، 1996: 51).

طبق تئوری شناخت اجتماعی سه دسته از عوامل بر ادراک افراد از احساس توانمندی خود تأثیر        می گذارند كه در نمودار 2-8  مشخص شده است (کابرگو[10]، 1999: 82).

[1]  –Meaning

[2] – Ugboro

[3] – Personal Significance

[4] – Infused

[5]  –Trust

[6]  –Fairly

[7] – Self – Dis – Closing

[8] – Social Cognitive Theory

[9] – Spreitzer

[10] – Kobergo

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

مطالعه تأثیر تکنولوژی مدارس هوشمند بر توانمندسازی دانش آموزان شهر تهران                             (‌مطالعه موردی آموزش و پرورش منطقه 6 تهران