تعامل انفعالی: اگر افراد مختلف در محیط واحدی قرار گیرند، تفسیرها، تجربه‌ها، واکنش‌های مختلفی در برابر آن پیدا می‌کنند. تجربه و واکنش کودکی مضطرب و حساس در برابر والدین سختگیر غیر از تجربه و واکنش کودک آرام و انعطاف پذیر است، لحن تندی که کودک حساس را از کوره درمی‌برد و اشکش را در می‌آورد ممکن است اصلاً مورد توجه خواهرش قرار نگیرد. کودک برونگرا به افراد و وقایع پیرامون خود توجه می‌کند، درحالی که برادر درون گرایش حتی نیم نگاهی هم به آن نخواهد کرد. کودک هر چه باهوش تر باشد از توجه دیگران بیشتر سود می‌برد چون نیازهایش را بهتر می‌تواند بیان کند. به عبارت دیگر هر کودک بر اساس شخصیت خود محیط روان‌شناختی درون ذهنی خاصی را از میان محیط عینی خود برمی‌گزیند و این محیط درون ذهنی است که رشد آتی شخصیت را رقم می زند. حتی اگر والدین محیط‌هایی کاملاً یکسان برای فرزندان خود فراهم کنند معلوم نیست که محیط روانی آن‌ها نیز الزاماً یکی باشد. تعامل انفعالی تا آخر عمر وجود دارد. کسی که عملی آسیب‌رسان را نتیجه خصومتی عمدی می‌بیند، آن را به گونه‌ای کاملاً متفاوت از کسی تفسیر خواهد کرد و به آن واکنش نشان خواهد داد که آن را نتیجه یکسانی مبادلاتی غیر عمد می‌داند.

ب) تعامل برانگیزاننده: هر فرد به اقتضای شخصیت خود پاسخی ویژه در دیگران بر می‌انگیزد. نوزادی که وقتی بغلش می‌کنند دائماً وول می زند و الم شنگه بر پا می‌کند، از والدینش کمتر محبت می‌بیند تا نوزادی که دوست دارد نوازش شود. سبک تربیتی‌ای که کودکان آرام در والدین خود بر می‌انگیزند، توأم با نظارت کمتری است تا سبک تربیتی‌ای که کودکان پرخاشگر برمی‌انگیزند. از این رو همبستگی میان اقدامات تربیتی والدین و شخصیت کودک را نمی‌توان نتیجه یک توالی ساده علت و معلولی تلقی کرد. بلکه هم شخصیت کودک می‌تواند سبک تربیتی والدین را شکل دهد و هم سبک تربیتی والدین به نوبه خود می‌تواند شخصیت کودک را شکل دهد. تعامل برانگیزاننده هم تا پایان عمر وجود دارد.آدم‌های مهربان محیطی پر مهر و آدم‌های متخاصم محیطی مخاصمه آمیز در پیرامون خود به وجود می‌آورند.

ج) تعامل فعال: به تدریج که بچه‌ها بزرگ‌تر می‌شوند، می‌توانند از محیطی که والدین بر آن‌ها تحمیل کرده‌اند، فراتر روند و محیط‌هایی باب طبع خود برگزینند یا بسازند. این محیط‌ها نیز شخصیت آن‌ها را شکل می‌دهد. کودک معاشرتی ترجیح می‌دهد با دوستانش سینما برود تا در خانه تنهایی بنشیند و تلویزین تماشا کند. درواقع شخصیت معاشرتیش وی را وامی‌دارد که محیطی را برگزیند که معاشرتی بودن او را تقویت کند و اگر هم چنین انتخابی امکانپذیر نباشد او آن را خواهد آفرید، اگر کسی او را به سینما دعوت نکند او دیگران را دعوت خواهد کرد. همان طور که از عبارت تعامل فعال مشخص است، این اصطلاح بر فرایند فعال شدن افراد و تکوین شخصیتشان دلالت می‌کند.

در سیر تکوین شخصیت اهمیت هر یک از این چند نوع تعامل شخصیت با محیط نسبت به انواع دیگر تفاوت خواهد کرد. زمانی که کودک آنقدر خردسال است که مجبور است تقریباً همیشه در محیط خانه محصور بماند همبستگی ذاتی ژنوتیپ با محیط در بیشترین حد است. همچنان که کودک رشد می‌کند و شروع به گزینش و آفرینش محیط خود می‌کند، از این همبستگی کم و بر تأثیر تعامل فعال وی افزوده می‌شود. تعامل‌های انفعالی و برانگیزنده نیز همان‌طور که گفته شد در تمام عمر اهمیت خود را حفظ خواهند کرد.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

مطالعه میزان شیوع اختلالات شخصیت در متقاضیان جراحی زیبایی بینی و مقایسه آن با دیگر جراحی های مختلف زیبایی