مدیریت دانش[1]

بیش ازدودهه ازعمرابداع مفهوم کلی مدیریت دانش می­گذرد:مدیریت دانش؛کسب دانش درست ، برای افرادمناسب، درزمان صحیح ومکان مناسب است به گونه­ای که آنان بتوانندبرای دستیابی به اهداف سازمان بهترین استفاده راازدانش ببرند.مدیریت دانش؛بنایی سنجیده،صریح واصولی برای تجدیدواستفاده ازدانش درجهت افزایش تأثیروبازگشت دانش مربوط به سرمایه دانشی است (ویگ[2]،1999).مدیریت دانش؛ عمل آشکارسازی دانش نهانی است که ماآن را در ذهن خود حمل می کنیم این دانش(دانش نهان) راجع به کارها و درس­های آموخته شده،حاصل تجربیات وچگونگی برقراری ارتباط بادیگران است.آشکارسازی؛ یعنی ثبت آن دررسانه­ای که اجازه استفاده به فرددیگری را بدهد؛ حال این رسانه می­تواند، پایگاه داده پیچیده کامپیوتری یایک تکه کاغذباشدبنابراین،درعمل بایدبین دونوع وظیفه/حالت مدیریت دانش،تفاوت قائل شد(نوهر[3]،2002).

1-مدیریت بردانش[4]:آماده سازی وتبادل دانشی که درسازمان موجوداست، منتهابه صورت اثربخش وکارا.

2-مدیریت برای دانش[5]:گسترش دانش­های جدید و یادگیری تجربیات دیگران، منتهابه صورت سریع و هدفمند(ایجادشبکه کاری دانش).

باهمه مشکلات مبتلا به سازمان­های امروزی اعم ازرقابت جهانی، پیشرفت­های سریع فن­آوری، بازارهای فشرده کار و ویژگی­های جمعیت شناختی جامعه ومسئله مهم­تر این­که چگونه سازمان­ها ذخیره­های عظیم فزاینده داده­ها و اطلاعاتی راکه مولدآن هستند رامدیریت کنند؟ مدیریت دانش به عنوان عامل نجات­بخشی است که می­تواند موفقیت سازمان­ها را تضمین کند هزاران شرکت مشاوره در سراسرایالات متحده آمریکابرای اداره«سرمایه­های دانش»و«سرمایه­های فکری»سازمان­هاراهکارارائه می­دهند.تمام راهکارها به گونه­ای ثابت و جهت­گیری به طرف فن­آوری دارند و آن­چه فراموش­شده بعدانسانی مسئله است.مدیریت موازی با مدیریت دانش همان یادگیری سازمانی است.بعضی معتقدند که مدیریت دانش و یادگیری سازمانی باید ادغام شوند.«پیترسنج»بیان می­کند بعد از یادگیری بایدکاری جدی انجام شود تا دانش خلق شود.انباشت اطلاعات کار مخربی است که به کاهش اعتمادوتضعیف همکاری در سازمان منجر می­شود(افرازه ،1386). مدیریت دانش می­تواند نشانه اوج و یکپارچگی بسیاری از ایده­های OD  ( ازجمله کیفیت جامع مهندسی مجدد، یادگیری سازمانی، سنجه[6]، هوش رقابتی[7]، نوآوری و چابکی سازمانی[8]، مدیریت سرمایه، مدیریت زنجیره تدارک و مدیریت تغییر) باشد.هرروش یا مدلی که می­تواند ارتقای دانش را در خود نگهداری کرده وسپس توزیع آن را شکل دهد به عنوان رمزموفقیت شرکت­های امروزی مطرح است.درسال1998درسوئداصطلاح«سرمایه دانش[9]»ودارایی­های غیرملموس[10]توسط                  ­سوئیی»پیشنهادشد. همچنین «اسکاندیا»و«یونگ» برویژگی­های پایداردانش تأکیدکردند به این معنا که اختراع­ها، عقاید، برنامه­های کامپیوتری، حقوق انحصاری و…جزیی از سرمایه هوشی هستند و در آمریکا نیزاصطلاح مدیریت دانش به طوررسمی درفرهنگ واژگان درسال 1989ثبت شد (عدلی،1384).

مفهوم مدیریت دانش تبدیل اطلاعات به دانش کاربردی است بطوری­که این دانش به آسانی در اختیاردیگران قرارگیرد و برای آن­ها قابل استفاده باشد (سعیدی­کیا،1384). شایدوسیع­ترین کار تحقیقاتی درزمینه مدیریت دانش تا امروزدرسال 1995توسط «نوناکا»و«تاکوچی» صورت گرفته باشد. مدیریت دانش سعی دربازکردن جایگاه خود با ارائه راه­حل­های متنوع و متفاوت درمقابل مفاهیم TQMو مهندسی مجدددارد گرچه مدیریت دانش به تمرکز بر بهبودها و هدایت دانش صریح (ازجمله مصنوع­ها ودست­ساخته­ها)متمایل بوده است

[1].Knowledge Management(KM)

[2].Wiig

[3].Nohr

[4].Managing of Knowledge.

[5].Managing for Knowledge.

[6].benchmarking

[7].competitive Quotient

[8].organizational agility

[9].knowledge capital

[10].intangible assets

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

رابطه رهبری تحول­آفرین وفرهنگ سازمانی بامدیریت دانش معلمان ابتدایی زن آموزش وپرورش ناحیه3شیراز