تفکیک انگیزه از سایر مفاهیم جرم­شناسی

در جرم­شناسی، چهار پدیده وجود دارد که در بررسی­های جرم­شناسی، همواره تکیه گاه این علم محسوب شده و اصول جرم­شناسی نامیده می­شود. زیرا به طور مداوم و در همه مباحث، وسیله و واسطه بحث­ها و تجزیه تحلیل­های تحقیقات می­باشد. علت، عامل، انگیزه و شرط پدیده­هایی هستند که هر یک دارای معنا و مفهومی هستند.[1] گاه در اثر عدم توجه به مفاهیم مذکور، یکی از این پدیده­ها در معنای دیگری به کار می­رود و گاه مفهوم اصلی خود را از دست داده و مسیر تحقیق را نیز تغییر می­دهد. شناخت این اصول، جرم­شناس را در نیل به اهداف تحقیقاتی خود موفق می­نماید.

 

1ـ علت

«علت و معلول» دو مفهوم شناخته شده در جهان امروز هستند و ذهن کنجکاو بشر از همان اوایل ظهور فلسفه «اصل علیت» را به روشنی و به عنوان یک اصل بدیهی پذیرفت و یقین حاصل کرد که در جهان هستی هر آنچه به ظهور می­رسد، زاییده امر یا امور دیگری به نام «علت و معلول» می­باشد.

«علت» تعبیری است که در علومی چون منطق، فلسفه، اصول، پزشکی و جرم­شناسی و… به­کار می­رود. در تعریف علت آمده است: «چیزی است که چیز دیگر بر آن متوقف باشد. از وجود آن امر دیگری و از عدم آن، عدم آن امر لازم آید».[2] معلول در اثر علت، ممتنع می­شود و از رفع علت و عدم آن، عدم معلول لازم می­آید. «به هر حال هرگاه میان دو امری، بستگی وجود داشته باشد آن را که محتاج­الیه است، علت نامند و دیگری را که محتاج است، معلول گویند.»[3] تعریف مذکور از قرن­ها پیش در فرهنگ غنی اسلامی شناخته شده بوده و در تمام زمینه­های علمی کاربرد دقیق و مستمر داشته و دارد.

سازمان­ملل به تازگی در تعریف علت گفته است: «شرط لازمی که بدون رفتار مجرمانه بروز نخواهد کرد». تعریف مذکور ناظر به علت جرم است. در این تعریف علت را به صورت عام و مطلق توصیف نکرده بلکه علت و شرط را در هم آمیخته است.[4]

در جرم­شناسی، علت، آفریننده جرم است؛ به عبارت دقیق، در جرم­شناسی، علت جرم از مجموعه یا اقتران و ترکیب چندین عامل جرم­زا و فقدان مانع یا عوامل باز­دارنده بوجود می­آید؛ یعنی، اگر مقتضی موجود و مانع مفقود باشد «علت تامه» بوجود می­آید[5].در واقع هر علتی ممکن است از عوامل متعدد شکل گیرد، لذا عامل می­تواند تشکیل دهنده علت باشد. در تفکیک انگیزه و علت باید گفت که علت پدیده­ای عینی و انگیزه امری ذهنی است.[6] «علت، از رابطه بین فرد و وضعیت ناشی می­شود و در واقع وجود خارجی دارد و به فرد وابسته نمی­باشد در حالی که، انگیزه به فرد وابسته است و بوسیله نتایج حاصله از عوامل خارجی که در زندگی داخلی او تأثیر می­بخشد، بوجود می­آید».[7]

 

2ـ شرط

شرط در حقوق اسلامی از ابتدا به خوبی از علت متمایز شده است. از معانی شرط، معنای مورد نظر در جرم­شناسی، عبارت است از: «شرط امری است که در ایجاد شیئ دیگری تأثیر داشته باشد. به طوری که از وجودش وجود آن شیئ لازم نیاید ولی از عدمش عدم آن لازم آید».[8]

پس به عبارت جرم­شناسانه، می­توان گفت که شرط زمینه را برای انجام اعمال ناسازگار و بزهکارانه فراهم نموده و یا عوامل موجود را تقویت می­نماید. چرا که وقوع جرم از سوی فردی که تحت تأثیر «علت» قرار داشت، نیاز به «شرایط مساعد» دارد. شرط تأثیری نافذتر از عامل ساده دارد، به گونه­ای که اگر به عوامل موجود اضافه شود، امکان پدید آمدن جرم جدید و افزایش جرایم موجود فزونی می­یابد. شرط عامل نیرومندی است که زمینه بسیار مساعدی برای بروز جرم فراهم می­سازد.[9]

تفاوت بین علت و شرط در این است که چندین عامل به تدریج در فردی اثر منفی گذاشته و او را برای ارتکاب جرم آماده می­سازد. فرضاً محیط نا­مناسب خانواده، فقر و … در فردی آمادگی­های لازم را برای دزدی بوجود آورده بدون اینکه هنوز تصور یا تصمیمی در این رابطه داشته باشد. حال در موقعیتی خاص در یک برهه زمانی نیاز شدید و اضطرار به او مستولی گشته و زمینه­های لازم هم برایش پیش می­آید و بطور مثال در یک بانک کار می­کند، این شرایط جدید یعنی فشار نیاز و موقعیت کاری، او را به اندیشه ارتکاب سرقت وا می­دارد.

[1]. کی­نیا، مهدی، مبانی  جرم­شناسی، همان، ص 54.

[2]. همان، ص 56.

[3]. سجادی، سید­جعفر، فرهنگ اصطلاحات فلسفی، تهران، انتشارات امیر­کبیر، 1375، ص 200.

[4]. کی­نیا، مهدی، مبانی جرم­شناسی، همان، ص 56.

[5]. همان، ص 60.

[6]. نجفی­توانا، علی، جرم­شناسی، چ 1، تهران، خیام، 1377، ص 138.

[7]. مظلومان، رضا، جرم­شناسی، ج 1، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1353، ص 82.

[8]. کی­نیا، مهدی، مبانی جرم­شناسی، همان، ص 61 و همچنین بنگرید به: مظلومان، رضا، کلیات جرم­شناسی، همان، ص 109.

[9]. کی­نیا، مهدی، مبانی جرم­شناسی، همان، ص 61 و همچنین بنگرید به: مظلومان، رضا، کلیات جرم­شناسی، همان، ص 109.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی تأثیر انگیزه در ارتکاب جرم و میزان مجازات