عبرت از سرنوشت اقوام و جوامع

 الف- قوم سبأ

یکی از موارد عبرت آموزی که قرآن برای ما نقل کرده جریان قوم سبأ می‌باشد:

«لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَنْ يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ * فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ * ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِمَا كَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِي إِلا الْكَفُورَ » [1] «براي قوم «سبا» در محل سکونتشان نشانه‏ها (از قدرت الهي) بود: دو باغ (بزرگ و گسترده) از راست و چپ (رودخانه عظيم با میوه‌های فراوان؛ و به آن‌ها گفتیم:) از روزي پروردگارتان بخوريد و شكر او را به جا آوريد؛ شهري است پاك و پاكيزه و پروردگاري آمرزنده (و مهربان * اما آن‌ها (از خدا) روی گردان شدند، و ما سيم ويرانگر را بر آنان فرستاديم، و دو باغ (پربركت) شان را به دو باغ (بي ارزش) با میوه‌های تلخ و درختان شوره گز و اندكي درخت سدر مبدل ساختيم * اين كيفر را به خاطر كفرانشان به آن‌ها داديم؛ و آيا جز كفران كننده را كيفر مي‏دهیم؟! »

در سرزمین یمن مردی به نام سبأ می‌زیست که صاحب ده فرزند بود و هر یک از فرزندانش موجب پیدایش قبیله‌ای شدند که مجموع آن قبایل را قوم سبأ گفته‌اند.[2]

قوم سبأ تصمیم گرفت به منظور کنترل روان آب‌های سطحی و باران‌های موسمی که معمولاً به شکل سیلاب‌ها گاه و بی گاه موجب ویرانی می‌شد در میان کوه‌های منطقه محل سکونت خود سدّ بزرگی بسازد. این سدّ که به سدّ «مأرب» معروف است سرانجام ساخته شد و موجب عمران و آبادانی آن سرزمین گشت. باغ‌ها و کشتزارهای متعددی به واسطه ساخت سدّ به وجود آمد و اقتصاد قوم سبأ رونق فراوانی یافت.

خدای تعالی برای ارشاد و هدایتشان پیامبرانی فرستاد، ولی آن‌ها به جای این‏که سخنان پیامبران الهی را بشنوند و به موعظه‌ها و نصیحت‌هایشان گوش فرا دهند، به تکذیب آن‌ها پرداخته و در عیاشی و شهوت رانی مستغرق گشتند و شاید مانند سایر ملت‌های سرکش و شهوت دان که انبیاء را سدّ راه لذت و شهوات خود می‌دیدند به آزار آن‌ها نیز پرداختند و بدین ترتیب مستحق عذاب الهی گشتند. پس خدای تعالی با سیل «عرم» آن سدّ عظیم را ویران ساخت، و آب تمام دشت و باغ‌ها و خانه‌ها را ویران کرد و پس از مدتی آن وادی خرم را به صحرایی خشک و سوزان مبدل ساخت و به جای آن همه درخت‌های میوه دار و باغ‌های سرسبز، چند درخت اراک و شوره گز و اندکی درخت سدر به جای ماند و بلبلان خوش آواز جای خود را به فغان بومان سپردند.[3]

وجوه عبرت

در این آیات و دیگر آیات و روایات رسیده در این مورد، هشدارهایی عبرت انگیز و تکان دهنده است که همه انسان‌ها به ویژه صاحبان قدرت و امکانات بادآورده باید به خود آیند و بنگرند که شگفتا! چگونه آن تمدن خیره کننده و پر شکوه و آن انسان‌های سرمست و غرق امکانات در یک لحظه به کام مرگ و نابودی می‌روند و کیفر ناسپاسی خود را می‌گیرند.

این آیات نشانگر آن است که از اساسی‌ترین رازهای شکوفایی و اوج و تعالی جامع‌ها و تمدن‌ها و پایندگی و ماندگاری آن‌ها سپاس نعمت‌ها و به کار گرفتن آن نعمت‌ها در راه‌هایی است که آفریدگار آن‌ها مقرر فرموده است؛ و در برابر آن رمز سقوط و انحطاط و زوال جامعه‌ها و تمدن‌ها نیز کفران گری و ناسپاسی نعمت‌ها و امکانات و به کار گرفتن آن‌ها در راهی است که ارزانی دارنده آن‌ها نمی‌پسندد.

این نکته نیز قابل توجه است که مغروران قوم سبأ که نمی‌توانستند توده‌های جمعیت را در کنار خود ببینند، و خیال می‌کردند باید میان اقلیت اشرافی و اکثریت کم درآمد سدی بزرگ باشد تا هرگز به هم آمیخته نشوند، از خداوند تقاضای دوری آبادی‌ها و بعد سفر کردند، خداوند هم دعایشان را مستجاب کرد و آن چنان متلاشی شدند که هر گروهی به سویی رفتند، و به گونه‌ای از هم دور شدند که اگر می‌خواستند یکدیگر را پیدا کنند یک عمر باید در سفر باشند.

[1]  سوره سبأ، آیه 15-17.

[2]  طبرسی فضل بن حسن، پیشین، ج8، ص 604.

[3]  با استفاده از مجمع‌البیان، سیره ابن هشام و قصص قرآن بلاغی.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

عبرت از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه و آثار تربیتی آن