مدل اولیه هوش هیجانی مایر و سالووی سه حیطه ارزیابی و ابراز هیجان ، تنظیم هیجان در خود و دیگران و بهره برداری از هیجان را شامل می شود:

1-ارزیابی و ابراز هیجان:
ارزیابی و ابراز هیجان بواسطه مولفه های کلامی و غیر کلامی همچنین ارزیابی هیجان در دیگران بوسیله مولفه های فرعی ادراک غیر کلامی و همدلی ، مشخص می شود.
2-تنظیم هیجان در خود و دیگران:
تنظیم هیجان ، تجربه فراخلقی ، کنترل ، ارزیابی و عمل به خلق خویش و تنظیم هیجان در دیگران ، تعامل موثر با سایر افراد را شامل می شود.
3-بهره برداری از هیجان:
استفاده از اطلاعات هیجانی درتفکر ، عمل و مساله گشایی است(مایر و سالووی ، 1990)
بعدها مایر و سالووی برای هوش هیجانی مدل چهار بعدی ، آگاهی هیجانی ، تسهیل هیجانی ، شناخت (ادراک ) هیجانی و کنترل هیجانی را در نظر گرفتند.
مدل فوق بر این نکته تاکید دارد که هوش هیجانی ساختی چند وجهی است و این ابعاد می توانند متقابلاً در افزایش تواناییها نقش موثر و کارآمدی داشته باشند.
شرح ابعاد مطرح شده در مدل چهار بعدی مایر و سالووی :
1-آگاهی هیجانی:
به توانایی اطلاع از هیجاناتی که شخصاً تجربه می گردد و بیان و اظهار آنها و نیازهای هیجانی خود و دیگران اشاره دارد.بعنوان نمونه می توان به تمایز اظهارات درست یا نادرست هیجانات و نیز اظهارات صادقانه یا کاذب اشاره کرد.
2-تسهیل هیجانی:
به توانایی فرد برای استفاده هیجانات در اولویت بندی تفکرات با تاکید بر اطلاعات مهمی که علت تجربه احساسات را شرح می دهند، اشاره دارد همچنین این عامل توانایی اخذ دیدگاههای چندگانه برای ارزیابی یک مشکل از تمامی زوایا را در بر می گیرد.

3-شناخت(ادراک هیجانی):
به توانایی فرد برای درک چرخه های هیجانی و هیجانات پیچیده نظیر ، احساس همزمان وفاداری و خیانت دلالت می کند.
4-کنترل هیجانی:
این بعد حول محور مدیریت هیجانات می چرخد.توانایی فرد برای وابستگی یا توقف یک عاطفه به عدم کاربرد آن در شرایط معین بستگی دارد.
برای مثال هنگامی که فرد طی یک برنامه تحول یا نابرابری و بی عدالتی شخصی مواجه می شود ، احساس عصبانیت او ممکن است برانگیخته شود یا او را از اتمام یک وظیفه خاص منحرف کند.
افراد دارای هوش هیجانی بالا ، قادر به آگاهی از عصبانیت خود و منع آن بوده سپس آن حالت عصبانیت را به منظور تحریک عملکرد خود کنترل خواهند کرد.
از طرف دیگر افراد دارای هوش هیجانی اندک به حالت عصبانی خود اجازه می دهند تا فکرشان را مخدوش کرده و به آن موضوع نابرابری (بی عدالتی) که عصبانیت آنها را شدت بخشیده ، بیندیشند.
در واقع ، توانایی خود برای همگامی و خدمت در راستای برنامه تحول را کاهش داده و عملکرد خود را در حالت ثابت نگه می دارد (مایر ، سالووی و کارسو ، 2000)
مهمترین جز تشکیل دهنده هوش هیجانی از دید مایر و سالووی ، توانایی ارزیابی و بیان صحیح هیجانات ، توانایی تشخیص هیجانات خود و توانایی اظهار و بیان احساسات خود است همچنین آنها هوش هیجانی را نوعی هوش اجتماعی و مشتمل بر توانایی کنترل هیجانات خود و دیگران و تمایز بین آنها و استفاده از اطلاعات برای راهبرد تفکر و عمل دانسته و آن را متشکل از مولفه های درون فردی و میان فردی گاردنر می دانند.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی تاثیر هوش عاطفی بر عملکرد شغلی کارکنان اداره کل بیمه سلامت استان تهران