عوامل موثر در بهبود عملكرد

از آن جائي كه بهبود عملكرد كاركنان ضرورت و اهميت دارد لذا توجه به نيازها و      ويژگي هاي تك تك كاركنان و تامين منافع آنها با در نظر گرفتن منافع سازمان از اهميت      ويژه اي برخوردار است و برقراري تعادل ميان اهداف فرد، سازمان و اجتماع الزامي است و نمودار وظيفه و نقش اساسي مديران در رابطه با بهسازي و بهبود عملكرد كاركنان در سازمان مي باشد.

ساعتچي عوامل موثر در بهبود عملكرد را به شرح زير مي داند:

  • بهره وري نيروي انساني: در سازمان، منابع انساني نقش اساسي ايفا مي نمايند و مديران موفق، مديراني هستند كه از ظرفيت هاي بالقوة انساني به خوبي استفاده مي كنند و موجبات رشد و تعالي كاركنان را فراهم مي آورند، نيروي انساني محور فعاليت ها در سازمان محسوب مي شوند. عوامل بسياري بر افزايش بهره وري نيروي انساني موثرند كه به تعدادي از آنها اشاره مي شود:

–  آموزش شغلي و تربيت مستمر مديران و كاركنان

–  ارتقاي انگيزش كاركنان سازمان

–  ايجاد زمينه هاي مناسب به منظور بروز ابتكار و خلاقيت كاركنان

– برقراري نظام مناسب پرداخت مبتني بر عملكرد

– برقراري نظام مناسب تشويق و تنبيه

  • وجدان كار و انضباط اجتماعي: كه اعمال خود كنترلي است.
  • تحول در سيستم و روش ها
  • صرفه جويي در كلية مصارف و هزينه هاي سازمان
  • تفاهم بين كاركنان و مديران: با ايجاد يك سيستم مشورتي دوره اي بين كاركنان و مديران مي توان مسائل را به آساني حل كرد.
  • ساختار سازماني و سيستم هاي كارآمد: هدف از اين كار، واكنش مناسب نسبت به شرايط محيطي و ساده كردن تصميم گيري است.
  • تحقيق و توسعه: عامل موثر در بهبود عملكرد، افزايش بهره وري، ايجاد و تقويت واحد تحقيق و توسعه است.
  • ايجاد فضاي رواني مناسب: فضاي رواني مناسب مي تواند روحية كاركنان را بهبود بخشد و زمينة مشاركت بيشتر آنان را در مسائل و مشكلات سازمان فراهم آورد و حتي خلاقيت و ابتكار آنان را تقويت كند.(رستمی نیا، 1379: 51-49)

2-2-4- عوامل يا متغيرهاي موثر بر عملكرد

از نظر آرمسترانگ اين عوامل عبارتند از:

1- مديران و شيوة رهبري آنها                   2- ساختار سازماني

3- شرايط فيزيكي حاكم بر كار                  4- اثرات گروه و روابط با همكاران

5- تفاوت هاي فردي و ساختار نيازهاي فرد(آرمسترانگ، 1991 : 60)

فرد لوتانز[1] (1992) سه دسته عامل را در رفتار و عملكرد افراد در كارشان موثر مي داند:

  • ويژگي هاي فردي (شخصيتي)
  • توانايي ها، نگرشها و شخصيت افراد شامل نحوة بلوغ يا رشد آنها در رسيدن به موفقيت
  • نيازها، هدفها، انگيزه هاي فرد در محيط كار
  • تعهد آنان نسبت به سازمان و ارزش هاي آن
  • موقعيت يا محيط
  • محيط سازمان شامل تكنولوژي، فرهنگ، ارزش ها، هنجارها، جو سازماني، ساختار، رهبري
  • تاثير گروه در رفتار فردي
  • چگونگي انطباق فرد با كارش

آرمسترانگ (1993) معتقد است عوامل زير بر روي چگونگي رفتار فرد در محيط كار، رضايت شغلي، انگيزش و تعهد وي تاثير دارند:

  • تفاوت هاي فردي شامل توانايي و مهارت، هوش و استعداد و شخصيت افراد
  • ماهيت عملكرد تخصصي و شايستگي در كار
  • گذشت زمان،رشد و بلوغ فكري و جسمي افراد
  • منابع اجتماعي موثر بر افراد خانواده، زمينه هاي اجتماعي و گروه هاي كاري
  • چگونگي قضاوت و ارزيابي در بارة عملكرد افراد
  • رفتار سازماني (كار) شامل عواملي كه بر روي رفتار و يا مشخصه هاي آن بر نگرشها، تهاجم، تخريب، استرس و يا مقاومت در مقابل تغيير، اثر مي گذارد.
  • نگرش و ديدگاه هايي كه مردم نسبت به كار خود پيدا كرده اند.
  • نقشهايي كه افراد در كار بازي مي كنند.

هرسي و گلد اسميت[2] هفت متغير مربوط به مديريت عملكرد اثربخش را از ميان بقيه    برگزيده اند: ( انگيزه، توانايي، وضوح، كمك، ارزيابي، اعتبار، محيط )

در اين تحقيق عملكرد را مجموعه اي از بازدهي، توليد، غيبت، جابجايي و رضايت شغلي افراد در نظر گرفته ايم. عملكرد سازماني قبل از آنكه به شاخه هايي از علم مديريت نظير مديريت توليد نسبت داده شود ترجيحاً به رفتار سازماني نسبت داده شده است. چون رفتار سازماني به پژوهش، بررسي و موارد زير منحصر مي شود:

آنچه را كه افراد در يك سازمان انجام مي دهند و شيوه اي كه آن افراد، بر عملكرد سازمان اثر    مي گذارند.(رابینز ، 1374 : 400)

به طور كلي عملكرد را مي توان در سه سطح فردي، گروهي، و سازماني مورد مطالعه   قرار داد،اما با توجه به موضوع پژوهش در اين بخش تنها به بررسي عملكرد فردي اكتفا       مي كنيم و با بيان عوامل موثر بر عملكرد فردي به بيان مدلي مي پردازيم كه به منظور مطالعة عملكرد از آن بهره گرفته ايم.

1-Luthans

1-Hersey & Goldsmith

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی تاثیر هوش عاطفی بر عملکرد شغلی کارکنان اداره کل بیمه سلامت استان تهران