سبک های فرزندپروری بامریند

   بامریند (1991) از سبک های فرزندپروری مستبد، مقتدر و سهل گیر نام می برد. بر اساس نظریۀ بامریند، سبک های فرزندپروری به عنوان واسطۀ بین متغیرهای هنجاری آنان وجامعه پذیری کودکانشان عمل می کند. سبک های فرزندپروری هم دارای نقش حمایتی و هم غیرحمایتی هستند که البته پیامد بکارگیری هر یک از آنها بر تحول کودک متفاوت است. نتایج بدست آمده از برخی پژوهش ها، رابطه ی سبک های فرزندپروری با شایستگی های اجتماعی کودکان را نشان داده است. بامریند در جای دیگر بیان می کند که والدین دیکتاتور، روابط سرد همراه با کنترل زیاد را بر فرزندان خود اعمال می کنند. والدین مقتدر خود را همراه با رابطه ای گرم و پاسخگویی بر فرزندان خود دارند. در حالی که والدین سهل گیر، انتظارات اندکی از فرزندان خود داشته و هیچگونه کنترل و پاسخگویی هم نسبت به آنان ندارند. والدین دیکتاتور اغلب فرزندان خود را تحقیر می کنند و در مورد تنبیه بکار گرفته شده هیچ گونه توضیحی نمی دهند. اجرای تأدیب های قومی سبب اختلال در پردازش کودکان نسبت به پیام ها و محبت های والدین و دیگران می شود و این باعث می شود که آنان در استرس دائم به سر ببرند. والدین مقتدر در حالی که روش های کنترلی را بر فرزندان خود اعمال می کنند، در مورد انجام آن توضیح می دهند و همچنین روش های تقویتی را برای تغییر رفتار کودکان خود بکار می گیرند. در این سبک، مجموعه ای از حمایت های اجتماعی، ارتباط دوسویه، پذیرندگی، پاسخگویی، شکیبایی و خشنودی نسبت به فرزندان دیده می شود. هیل[1] (1995) نشان داد سبک فرزندپروری مقتدر با سازماندهی و پیشرفت تحصیلی و جهت گیری عقلانی در کودکان رابطۀ مثبت دارد. کودکان والدین مقتدر، سطوح بالاتری از خودمختاری را دارا هستند و از صلاحیت های اجتماعی بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند و پرخاشگری کمتری از خود نشان می دهند، دانش آموزانِ با والدین مقتدر بیشتر از دانش آموزان با والدین مستبد و سهل گیر، از شیوه های حل مسئله در شرایط استرس زا استفاده می کنند و ارتباط منفی معناداری بین رضایت مندی از ارتباط با والدین و احساس تنهایی وجود دارد. والدین سهل گیر، هیچگونه کنترلی بر روی کودکان خود ندارند و این کودکان، کمترین میزان اعتماد به نفس، کنجکاوی و خودکنترلی را در هر گروهی از خود نشان می دهند و در کنترل تکانه و تشخیص ارزش ها از ضد ارزش ها مشکل دارند (یارمحمدیان و همکاران، 1388).

2-9-5- مقایسه بین 3 سبک فرزندپروری بامریند

   تفاوت های مهم بین گروه والدین مقتدر و والدین مستبد در رفتارهای حمایتی و استفاده از مشوق های مثبت است. والدین مقتدر به تلاش های کودکان در جهت جلب حمایت و توجه پاسخ می دهند و از تقویت های مثبت بیشتری استفاده می کنند. علاوه بر این، والدینی مقتدر در ابراز محبت و تفاهم والد-کودک بطور چشمگیری نمرات بالاتر می گیرند. همچنین والدین سهل انگار در نشان دادن محبت با والدین مقتدر تفاوت فاحشی ندارند، امّا مادران سهل انگار به عنوان تنبیه، کودک را از محبت خود محروم می کنند و به تمسخر او می پردازند. بر اساس مشاهدات بامریند (1967) کودکان والدین مستبد نسبت به کودکان والدین مقتدر در برقراری رابطه با همتاها و احراز موضع فعّال و نیز استقلال رای در رتبه های   پایین تر قرار می گیرند. این کودکان همچنین به صورت انفرادی با خصومت نافعّال، منزوی و غمزده، آسیب پذیر نسبت به فشار و محتاط توصیف شده اند. سبک فرزندپذیری دیکتاوری، با کنترل سخت، سطح بالای محدودیت و انضباط ناپایدار و خشن، میزان پایین حمایت هیجانی و گرمی مشخص می گردد.

از سوی دیگر، سبک فرزندپروری اقتدارمنش، با ترکیبی از کنترل بالا، حمایت هیجانی بیشتر، سطح نامناسب استقلال و روابط دو سویه بینی بین والدین و کودک، شناسایی می شود. بر پایه پژوهش های انجام شده، این سبک فرزندپروری با پیامدهای تحولی مثبت همچون پیشرفت تحصیلی بیشتر، اتکاء به خود بیشتر و کج روی کمتر و روابط بهتر با همتایان رابطه دارد و در نهایت سبک فرزندپروری سهل گیرانه که با فقدان کنترل والدین و پاسخ دهی به خواسته های کودک مشخص می شود.

[1] – Hill

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

رابطه سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی و پرخاشگری در نوجوانان دختر