: فقر اقتصادی عامل بزهکاری است یا خیر؟

ممکن است بین فقر و جرم رابطه مستقیمی ایجاد کرد، چنانچه افراد فقیر در مقابل ثروتمند قرار دارندو این تفاوت فاحش باعث می­شود که برخی از افراد کم درآمد برای اینکه بتوانند مانند افراد ثروتمند از زندگی خوبی برخوردار شوند، دست به جرم و جنایت می­زنند. در مواردی هم دیده شده که جرایم بزرگی مثل قتل عمد به خاطر بدست آوردن مال باشد که این بدست آوردن مال ناشی از فقر اقتصادی است. بنا به گفته افلاطون این همان حسد است که در فرد تشدید شده و مرتکب چنین عملی می­شود.

البته در مواردی هم شخص با آنکه دچار فقر نیست و از طبقات کم درآمد هم محسوب نمی­شود باز هم برای بدست آوردن مال مرتکب جرم و جنایت می­شود که این امر هم خود مبحثی جدا می­طلبد. شاید بتوان گفت که در چنین مواردی حرص، زیاده خواهی افراد است که آنان را وادار می­کند تا مرتکب جرم شوند
نه فقر آنان. پس اختلاف طبقاتی که بین افراد یک جامعه وجود دارد و تفاوتی که بین فقیر و غنی است، خود از عمده عامل­هایی است که اشخاص طبقه پایین را برمی­انگیزد تا مرتکب جرم شوند. در ادامه می­توان گفت که فقر اقتصادی هم یکی از عامل­هایی است که ممکن است باعث بزهکاری در افراد شود
و ممکن است حتی افراد را به سوی بزهکاری سوق دهد ولی هیچ گاه نمی­شود گفت که افرادی که فقیر هستند حتماً بزهکار هم هستند.[1]

در پایان چنین می­توان افزود که فقر اقتصادی، از جمله عامل­های بزهکاری ممکن است باعث ارتکاب افراد به جرم و بزه شوند و برای اینکه افراد چیزی که می­خواهند نمی­توانند از راه قانونی بدست آورند،
با توسل به زور یا راههای غیر قانونی آن را می­خواهند صاحب شوند در نتیجه به سوی بزهکاری روی آورده و مرتکب جرم و جنایت می­شوند.

دکتر «جی – ال – برن» در زمینه رابطه فقر و بحران اقتصادی و در نهایت علت­های بزهکاری چنین بیان می­کند:

1- بالاترین نسبت بزهکاران در میان خانواده­هایی وجود دارد که پدرانشان فاقد مهارت و تخصص بوده یا اینکه در خانواده­هایشان بیکاری حکمفرماست.

2- وضع خانه کسانی که مورد بازدید مددکاران اجتماعی قرار گرفته­اند بسیار بد تشخیص داده شد
و میزان بزهکاران در میان آنان بسیار بالا بوده است.

3- در نقاطی که افزایش جمعیت زیاد بوده است، میزان بزهکاری نیز بیش از سایر نقاط بوده است.

4- تغذیه ناقص و کمبود مواد غذایی در وضع رشد بدنی اطفال بی تاثیر نبوده و در بزهکاری آنان تأثیر فراوان داشته است.

با توجه به نظریه دکتر جی – ال – برن ، می­توان گفت که ساخت اقتصادی در زندگی یک اجتماع تأثیر دارد و یا به بیان صحیح­تر و شیواتر: «رژیم سرمایه داری منشأ بروز جرایم است و ارتکاب جرم واکنشی است بر ضد بیدادگری اجتماعی» .[2]

بند سوم : آیا همه افرادی که دچار فقر هستند مرتکب جرم می­شوند؟

شکی نیست که بین وضعیت اقتصادی و ارتکاب جرم خاصه جرایم مالی، رابطه دقیقی وجود دارد
و به این دلیل تحول اقتصادی و بحران­های اقتصادی و یا تحول نامتعادل اقتصادی موجب بروز تحول و ارتکاب جرم می­شود و انعکاس و تأثیر آن در پیدایش و تکوین و توسعه پدیده جرم تأثیر فراوان دارد. با آنکه در مبحث فوق گفته شد، فقر ممکن است از عوامل بزهکاری باشد ولی نمی­توان این را به مثابه یک اصل پذیرفت که فقرا دچار بزهکاری می­شوند یا اینکه بزهکاران فقیر هستند چون در بسیاری از موارد می­شود
مثال­هایی آورد و نمونه­هایی عینی ذکر کرد که در آن فقر تأثیری در بزهکاری ندارد و می­توان افراد فقیری
را دید که با آنکه در نهایت فقر و تنگدستی هستند و اوضاع و احوال اقتصادی بر آنان سخت ناگوار است
و در تنگناهای بحرانی قرار گرفته­اند، اما هیچ گاه مرتکب بزه نشده­اند و نمی­شوند. برای این افراد که در عین فقیری مرتکب جرم نشده­اند، می­توان عامل معنوی را بیان کرد. عاملی که همواره مانع از ارتکاب جرم است
و آن عامل، چیزی جز احساس­های معنوی و ایمان افراد نیست. یعنی هر فردی که ایمان داشته باشد هیچگاه به خود اجازه نمی­دهد که به غیر از دستورهای الهی عمل کند.

[1]– بابازاده ، ارشد، پیشین، ص 11

1– همان،ص12.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

تاثیر طلاق و اعتیاد والدین در ارتکاب جرایم فرزندان